HomeWorldجایی که "عشق از زبان فراتر می رود": روستای خاموش کشمیر |...

جایی که “عشق از زبان فراتر می رود”: روستای خاموش کشمیر | سلامتی


دادخای، جامو و کشمیر، هند – گروهی از مردان با پوشیدن بهترین شلوارکمیز خود و سبیل‌های خوش‌تکه‌شده، در مورد شرایط جهیزیه فکر می‌کنند، در حالی که زنان در آشپزخانه مجاور، حلوا را با میوه‌های خشک و قابلمه‌ای چای سنتی و نمکی کشمیری آماده می‌کنند.

در خانه ساده محمد شریف در دادکای، یک جامعه کوچک در ارتفاعات کوه های هیمالیا، دو خانواده گرد هم آمده اند تا ازدواج آتی رشما شریف 19 ساله و مختار احمد 22 ساله را برنامه ریزی کنند.

محمد شریف، 40 ساله، پدر عروس، صبورانه منتظر است تا مردان به بحث خود ادامه دهند. آنها در نهایت بر سر مهریه 1200 دلاری نقدی به اضافه چند زیور آلات طلا توافق کردند. مردان بزرگ در حالی که خوراکی های شیرین از آشپزخانه بیرون آورده می شوند، دعاها را زمزمه می کنند. سقف چوبی خشن خانه، کف گلی و دیوارهای روشن، به رنگ صورتی و سبز، با صداهای جشن زمزمه می کنند.

اما در حالی که این دو خانواده تمام قوانین مرسوم ازدواج را رعایت کرده اند، این ازدواج به دور از معمول خواهد بود: عروس و داماد هر دو، مانند ده ها نفر دیگر در روستای خود، کر هستند.

میسره بیگم و محمد شریف، پدر و مادر عروس، پس از اتمام مراسم عقد در مقابل پدر داماد، غلام خان می نشینند (شرافت علی/الجزیره)

از زمان ثبت اولین مورد بیش از یک قرن پیش، این وضعیت چندین نسل از دادکای را در بر گرفته است. هر زمان که ازدواج صورت می گیرد، افکار ناگزیر به سمت روزی می چرخد ​​که زوج جدید صاحب فرزند شوند. حتی زمانی که والدین ناشنوا نباشند، همیشه این ترس وجود دارد که فرزندانشان کر شوند.

محمد حنیف، بخشدار روستا که در جشن های خانواده شریف شرکت می کند، می گوید: «ما با ایمانی تزلزل ناپذیر با این ترس مقابله می کنیم و شجاعانه آن را به سایه ها می بریم.

در طول جشن، عروس آینده در آشپزخانه باقی می ماند و به ارزش های سنتی محافظه کار گروه قومی گوجار خود پایبند است. نامزد او به مهمانان می‌آید و در سرو غذا به عنوان تبریک اعضای خانواده کمک می‌کند.

عالم حسین
علم حسین، 63 ساله، یکی از مسن ترین افراد ناشنوا در جامعه روستای دادخایی است – و تنها کسی که در خانواده اش مبتلا به این بیماری است (شرافت علی/الجزیره)

بیرون در حیاط، عالم حسین روستایی، مردی مسن با ریش سفید، چین و چروک های عمیق و اندامی لاغر، بی سر و صدا به گله ای از گاوها رسیدگی می کند. او با 63 سال سن، یکی از مسن ترین افراد ناشنوای روستا است و تنها فردی است که در خانواده اش به این بیماری مبتلا است.

یادم نیست در دوران کودکی من چه تعداد ناشنوا وجود داشت. خاطره در پیری به من خیانت می‌کند.» حسین می‌گوید، در حالی که دست دیگرش را در هوا تکان می‌دهد، یک شکل شاخص را به سمت سرش نشان می‌دهد و مبارزه او با از دست دادن حافظه را نشان می‌دهد.

او از طریق یک مترجم به زبان اشاره ارتباط برقرار می‌کند: همسایه‌اش، شاه محمد، که با حسین با احترام و احترام رفتار می‌کند و به احترام بالایی که بزرگان این جامعه دارند اشاره می‌کند.

اما حسین که مجرد است، بیشتر وقت خود را تنها می گذراند. تنها کاری که پیدا می کند در تابستان است که گاوها را به چرا می برد. او می‌گوید که در گذشته، یافتن شریک زندگی برای روستاییان ناشنوا چالش‌برانگیز بود. با افزایش تعداد افرادی که قادر به شنیدن یا صحبت در طول سال ها نیستند، چشم انداز اجتماعی در دادکای تغییر کرده است.



Source link

latest articles

explore more

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here
Captcha verification failed!
CAPTCHA user score failed. Please contact us!
You have not selected any currencies to display