در سومین روز دویدن متوالی اولتراماراتن در قطب جنوب بود که دونا اورکوهارت تمام قدرت شرایط وحشیانه این قاره را احساس کرد: بادهای شدید، سرمای شدید و دید ضعیفی که حتی نمی توانست پاهایش را ببیند.
اورکوهارت که مکرراً در تلاش برای گذاشتن یک پا جلوی پای دیگرش تلو تلو می خورد، مضطرب شد، به خصوص وقتی متوجه شد که از پرچم هایی که مسیرش را مشخص می کردند دور شده است.
او می گوید: «مثل دویدن در ابر بود CNN Sport. “این واقعا سخت بود. گاهی اوقات برف می بارید و من واقعا تعجب می کردم که چقدر سرگردان می شدیم.
من قبلاً هرگز به یک منطقه قطبی نرفته بودم. من به قطب جنوب نرفته بودم، آن شرایط را تجربه نکرده بودم. من از بیرون رفتن کاملاً می ترسیدم و نگران ایمنی خود از نظر هیپوترمی و سرمازدگی بودم.»
این اولین هفته اورکوهارت بود که 871 مایل (1402 کیلومتر) را در طول 28 روز در قطب جنوب دوید و رکورد طولانی ترین دویدن را در یک منطقه قطبی به نام خود ثبت کرد.
پت فارمر، سیاستمدار سابق استرالیایی که تبدیل به دونده اولتر شد، رکورد قبلی را در سال 2012 به نام خود ثبت کرد، اگرچه تلاش اورکوهارت 49 ساله هنوز در انتظار تصویب است.
از 15 دسامبر، او با دماهای پایین 4- درجه فارنهایت (20- درجه سانتیگراد) و بادهایی با شدت 50 مایل در ساعت (حدود 80.5 کیلومتر در ساعت) مبارزه کرد – لحظاتی که قطب جنوب به شهرت خود به عنوان سردترین، بادخیزترین و خشک ترین مکان روی زمین.
اورکوهارت در مورد شکستن رکورد می گوید: «این ترکیبی کامل از احساسات بود. قطب جنوب را اجرا کنید.
بدیهی است که واقعاً خوشحال و راحت بودم، کمی احساسی و اشک آور بودم، اما فکر میکنم احتمالاً احساس اصلی من این بود که واقعاً از آنچه من و تیممان به دست آوردهایم احساس غرور کنم.
“این یک سفر طولانی بود. ما حتی نمی دانستیم که آیا می توانیم به قطب جنوب برسیم یا نه. بودجه و تدارکات بسیار زیاد است.»
اورکوهارت استرالیایی که در ملبورن زندگی می کند، یک دونده باتجربه اولتراماراتن است – اصطلاحی گسترده که هر ورزشکاری را توصیف می کند که بیش از 26.2 مایل یک ماراتن استاندارد می دود – و همچنین به عنوان محقق و دانشمند کار می کند.
او رابطه بین درد و ورزش های استقامتی را بررسی کرده است – حتی برخی او را به عنوان یک “دانشمند درد” توصیف می کنند – و تجربه دست اولی از نوعی ناراحتی کاهش انرژی که دوندگان اولترا ماراتن به آن عادت دارند، دارد.
اما دویدن در یخچال یونیون قطب جنوب، اورکوهارت را در معرض چالشی کاملا متفاوت قرار داد، به ویژه برای کسی که به آب و هوای گرم استرالیا و سواحل شنی عادت دارد.
او میگوید: «هیچ زنی قبلاً این کار را انجام نداده بود، بنابراین مطمئناً برای من جذاب بود که فرصتهای دست نخورده را کشف کنم.»
Urquhart مجذوب مناظر دست نخورده قطب جنوب – “زیبایی، وسعت، این واقعیت که واقعاً دست نخورده است” – اورکوهارت 10 ماه را صرف آمادهسازی برای این چالش کرد و به روشهای آموزشی غیرمعمول روی آورد.
یک شرکت کانتینری به او اجازه داد یک تردمیل را در یک واحد ذخیره سازی یخچال قرار دهد و هر آخر هفته برای سه یا چهار ساعت در دمای زیر صفر بدود، در حالی که او همچنین با یک شرکت قطعات خودرو برای آموزش در داخل یک تونل باد صنعتی شریک شد.
Urquhart میگوید: «ما آموختیم که هر چیزی با سرعت بیش از 80 کیلومتر در ساعت (تقریبا 50 مایل در ساعت) بسیار خطرناک و سرد است.
“این یک تمرین واقعا مفید بود. ما همچنین یاد گرفتیم که سرما چقدر سرد است، اما وقتی سرما و باد با هم داشته باشید، این فقط یک عامل X دیگر است. باد فقط دما را به میزان قابل توجهی پایین می آورد.»
دونا اورکوهارت چالش Run Antarctica را راه اندازی کرد تا دختران بیشتری را برای ورزش کردن توانمند کند. (Rhys Newsome از طریق CNN Newsource)
در روزهای تمرینی کمتر شدید، او در امتداد سواحل ملبورن می دوید و پیش بینی می کرد که سطح ناهموار زمین های متنوع در قطب جنوب را شبیه سازی کند.
این آمادگی مفید بود: اورکوهارت اغلب خود را در حال تلو تلو خوردن و افتادن در برف میدید، در حالی که کف پاهای او نیز از دویدن بیش از 30 مایل (حدود 48 کیلومتر) هر روز درد میکرد. دو هفته بعد، او هنوز مقدار زیادی تورم بافت نرم در پاهایش داشت.
چالش هایی که اورکوهارت در قطب جنوب با آن مواجه بود، بسیار زیاد بود. او روزانه حدود 5000 کالری میخورد: ترکیبی از پودرها، ژلها، میلههای ورزشی و غذاهای کمآبی که از خانه آورده بود، و همچنین وعدههای غذایی که میتوانست در کمپ Union Glacier به آن دسترسی داشته باشد.
محل اقامت به شکل یک چادر دو نفره بود که او با همسرش به اشتراک میگذاشت، اما 24 ساعت نور خورشید در این قاره در ماههای تابستان، همراه با صدای زوزههای بادها، به سختی باعث خواب راحت میشد.
لباس نیز بسیار مهم بود. اورکوهارت معمولاً چهار لایه می پوشید – دو تاپ حرارتی، یک پشم گوسفند و یک ژاکت بادشکن – اما باید هنگام دویدن به دمای بدن خود توجه زیادی می کرد.
او توضیح می دهد: «بدیهی است که خیلی مهم است که خیلی سرد نشوید، زیرا در معرض خطر هیپوترمی و سرمازدگی هستید، اما در واقع به این است که خیلی گرم نشوید.
اگر خیلی گرم می شوید، عرق می کنید. عرق می تواند شما را واقعاً سرد کند، حتی در برخی شرایط روی پوست شما یخ بزند. و سپس این می تواند به هیپوترمی نیز منجر شود.”
خوشبختانه، بدن اورکوهارت به زودی با سختیهای فیزیکی دویدن بیش از 30 مایل در روز سازگار شد و او هرگز از دور زدن همان مسیر 10 کیلومتری (6.21 مایلی) خسته نشد، در عوض آن را تقریباً درمانی میدانست.
او میگوید: «من از این واقعیت لذت بردم که در دنیای ناآشنا بودن در یک منطقه قطبی که دائماً میتوانست تغییر کند و تغییر کند، آشنا بود. “در واقع برای من بسیار آرامش بخش بود.”
یافتن راحتی در مواجهه با سختی ها و مبارزه مهارتی است که دونده های اولتر سریعتر از سایرین به دست می آورند، به خصوص در ورزشی که نیاز به انعطاف پذیری در برابر درد و ذهن برای غلبه بر ماده دارد.
اورکوهارت میگوید: «من را مجذوب خود میکند که چیزی بسیار عمیق و خاص نیز میتواند آنقدر سخت باشد. “این مانند یک شمشیر دو لبه است، و قطب جنوب نیز همان است. چنین زیبایی دارد اما در عین حال بسیار وحشیانه است.»
اورکوهارت که هنوز در مورد چالش بعدی دویدن خود مطمئن نیست، در حال حاضر خود را وقف توانمندسازی دختران بیشتر برای شرکت در ورزش می کند.
Run Antarctica برای افزایش آگاهی زنان جوانی که محیط های ورزشی را استرس زا یا ترسناک می دانند راه اندازی شد و او جمع آوری 1.5 میلیون دلار استرالیا (حدود 990000 دلار آمریکا) را برای امور خیریه تعیین کرده است.
اورکوهارت می گوید: «اعتماد به نفس یک مسئله واقعی برای زنان است. «احساس خودآگاهی، مشکلات تصویر بدن. و یک محیط ورزشی فرصتی عالی برای یادگیری مهارتها، نه تنها مهارتهای فیزیکی، بلکه مهارتهای ذهنی و انعطافپذیری نیز فراهم میکند.»
این الهام بخش بزرگی در پشت رکوردشکنی او در قطب جنوب بود و چالشی را که هیچ زن دیگری قبلاً آن را انجام نداده بود، انجام داد.
اورکوهارت میگوید: «این در واقع نشان میداد که زنان قادر به انجام چه کاری هستند و ما میتوانیم محدودیتهای خود را پشت سر بگذاریم، میتوانیم آنچه ممکن است را کشف کنیم.
و چه راهی برای انجام این کار بهتر از دویدن مایل به مایل – پس از مایل – در یکی از وحشیانه ترین مکان های غیر مهمان نواز روی زمین است.
